بزرگترین کشف نسل امروز
مدیریت روز به روز واژه های جدیدتری را در بر میگیرد.
مدیریت تغییر ، مدیریت تحول ، مدیریت توسعه ، توسعه مدیریت و...و...
هر روز موضوعی جدید مد می شود . یک روز ایزو روز دیگر ERP ، یک روز CRM یک روز ....و این ماجرا تمامی ندارد .
Documentation
(مستندسازي كسب و كار)
اگه بخوايم تعريف كوتاهي در موردش داشته باشيم يعني اينكه عين كاري رو كه هر روز در توليد كالا يا ارائه خدمات انجام ميديم رو بهشكل يك سند كتبي در بياريم تا ديگران بتونن با پرداخت مبلغي به شما عين كاري كه انجام ميدين رو داشته باشن و از اون كار سود ببرن. انجام اين كار بسيار آسونه و در شروع كافيه بدون اينكه وارد جزئيات بشيم سرفصلهاي كاررو تعريف كنيم.
دست به قلم بشيد و

قصد ما اينه كه بهترين مدل تجاري توسعه هر كسب و كاري رو مطرح كنيم و به كسب و
كارهايي كه ارزشمند هستن ولي تا به حال خدمات و محصولات خودشون رو فقط در يك
شهريا محله خاص ارائه دادن، كمك كنيم تا بتونن اجازه عرضه و فروش خدمات و محصولاتشون
رو در ازاي دريافت مبلغي قابل توجه به ديگران واگذار كنن و به اونها اجازه بدن كه از اون
كسب و كار براي يه مدت مشخص مثلا 10 يا 20 سال سود ببرن ، معنيش رونق بيشتر
اون كسب و كار براي صاحبش و سود عالي براي خريدارشه و در نهايت يعني رونق بازار.

سال 1973 من مدیر پروژه برنامه ساخت و پرتاب ماهواره هند شدم. هدف ما قرار دادن ماهواره هند در مدار تا سال 1980 بود. به من بودجه و نیروی انسانی لازم داده شد و صراحتاً به من گفته شد که تا سال 1980 باید ماهواره را به فضا پرتاب کنیم. هزاران نفر با هم در تیم های علمی و فنی برای دستیابی به هدف کار می کردند.
ماه آگوست سال 1979، ما اطمینان داشتیم که برای پرتاب آماده هستیم. به عنوان مدیر پروژه، من به مرکز کنترل پرتاب رفتم. چهار دقیقه قبل از پرتاب، کامپیوتر شروع به تست موارد تنظیم شده در چک لیست کرد. یک دقیقه بعد، برنامه کامپیوتری تست را متوقف کرد؛ نمایشگر خبر از اشکال در برخی از مولفه های برنامه می داد. متخصصان همراه من گفتند که جای نگرانی نیست؛ آنان محاسباتی انجام دادند و گفتند که می توانیم ادامه دهیم. بنابراین برنامه کامپیوتری را متوقف کردم و وضعیت را به حالت دستی تغییر دادم و دکمه پرتاب راکت را زدم. در مرحله اول همه چیز خوب کار کرد. در مرحله دوم اشکالی پیش آمد و راکت به جای اینکه به سمت فضا حرکت کند در خلیج بنگال سقوط کرد. این یک شکست بزرگ بود!!
پرتاب ساعت 7 صبح انجام شده بود و رئیس سازمان تحقیقات فضایی هند ساعت 7 و 45 دقیقه صبح یک کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی ترتیب داد و خود پشت تریبون قرار گرفت و گفت که مسئولیت این شکست را به عهده می گیرد. او گفت که تیم تحت رهبری او در این مدت سخت کار کرده اند اما پشتوانه فنی بیشتری نیاز بوده است. او به رسانه ها اطمینان داد که سال بعد یک پرتاب موفق خواهند داشت. من مدیر پروژه بودم و این شکست، به دلیل کوتاهی و اشتباه من بود، اما او به عنوان رئیس سازمان، مسئولیت شکست پرتاب را به عهده گرفته بود.
سال بعد، در جولای 1980، دوباره پرتاب ماهواره را اجرا کردیم و این بار موفق شدیم. مردم همه خوشحال بودند. دوباره یک کنفرانس خبری برگزار شد. رئیس سازمان تحقیقات فضایی من را به کناری کشید و گفت: «امروز تو کنفرانس خبری را برگزار میکنی.»
آن روز یک درس خیلی مهم یاد گرفتم. وقتی خطایی پیش آمد، رهبر سازمان آن را به عهده گرفت. وقتی موفق شدیم، آن را به تیمش نسبت داد. بهترین درس مدیریتی که یاد گرفته بودم از خواندن کتابها بدست نیامده بود بلکه از آن تجربه حاصل شده بود.
پادشاهي دو شاهين كوچك به عنوان هديه دريافت كرد. آنها را به مربي پرندگان دربار سپرد تا براي استفاده در مراسم شكار تربيت كند. يك ماه بعد، مربي نزد پادشاه آمد و گفت كه يكي از شاهينها تربيت شده و آماده شكار است اما نميداند چه اتفاقي براي آن يكي افتاده و از همان روز اول كه آن را روي شاخهاي قرار داده تكان نخورده است.
اين موضوع كنجكاوي پادشاه را برانگيخت و دستور داد تا پزشكان و مشاوران دربار، كاري كنند كه شاهين پرواز كند. اما هيچكدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام كنند كه هر كس بتواند شاهين را به پرواز درآورد پاداش خوبي از پادشاه دريافت خواهد كرد. صبح روز بعد پادشاه ديد كه شاهين دوم نيز با چالاكي تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزهگر شاهين را نزد او بياورند.
درباريان كشاورزي متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست كه شاهين را به پرواز درآورد. پادشاه پرسيد: «تو شاهين را به پرواز درآوردي؟ چگونه اين كار را كردي؟ شايد جادوگر هستي؟»
كشاورز كه ترسيده بود گفت: «سرورم، كار سادهاي بود، من فقط شاخهاي را كه شاهين روي آن نشسته بود بريدم. شاهين فهميد كه بال دارد و شروع به پرواز كرد.»
گاهي لازم است براي بالا رفتن، شاخههاي زير پايمان را ببريم (البته شاخههاي زير پاي خودمان، نه زير پاي ديگران!)
چقدر به شاخههاي زير پايتان وابسته هستيد؟ آيا تواناييها و استعدادهايتان را ميشناسيد؟ آيا ريسك ميكنيد؟
آيا كارمندان خود را ميشناسيد؟ آيا تلاش ميكنيد استعدادهاي آنان شكوفا شود؟ يا به خاطر ترس از پريدن و پرواز، آنان را به شاخههايي از سازمان وابسته ميكنيد؟ آيا بهتر نيست كاركنانتان توانمند و چالاك باشند در عين حال جَلد سازمان؟
آيا نقاط قوت و استعدادهاي سازمان خود را ميدانيد؟ آيا به استقبال تهديدها ميرويد يا همواره به شكلي محافظهكارانه به حفظ وضع موجود ميانديشيد؟ در رويارويي با تهديدها و مشكلات است كه سازمان ميتواند استعدادها و تواناييهاي خود را بروز داده و توسعه دهد.
امروزه شركتها پيشرو سعي مينمايند كه از طريق «ارضاء كردن مهمترين امور براي مشتريان به بهترين نحوه ممكن» سوددهي خود را افزايش دهند. اين نكته كليديترين پايه موفقيت براي استراتژي نگهداري مشتري است. اين مقاله توضيح ميدهد كه چطور رضايت مشتريان را اندازه بگيرد و چطور از اين اطلاعات استفاده كنيد تا بهرهوري كسب و كار خود را، در مناطقي كه بيشترين ميزان رضايت مشتريان را در برخواهد داشت، بهبود دهيد. بنابراين اين مقاله با بررسي مفاهيم اساسي رضايت مشتريان همچون «شكافهاي بهرهوري»، «ارزشهاي مدت زندگي مشتري»، «نگهداري مشتري» و «وفاداري مشتري» شروع ميشود.
در نهايت، گامهاي اوليه يك طرح اجرا شده در مجموعه رستورانهاي «سوپر استار» در ايران به عنوان مطالعه موردي كاملاً عملي در رابطه با سنجش ميزان رضايت و وفاداري مشتريان، ارائه خواهد شد. ما اميدواريم كه اين مقاله بتواند يك افق جديد در رابطه با نگهداري وفاداري مشتري براي شركتهاي ايراني، جهت افزايش سوددهي بيشتر، را باز نمايد.
هيزم شكن تنومند اما بدخلقي در نزديكي دهكده شيوانا زندگي مي كرد. هيزم شكن بسيار قوي بود و مي توانست در كمتر از يك هفته يكصد تنه تراشيده درخت قطور را تهيه و تحويل دهد اما چون زبان تلخ و تندي داشت با اهالي شهرهاي دور قرار داد مي بست و براي مردم دهكده خودش كاري نمي كرد.
براي ساختن پلي روي رودخانه نياز به تعداد زيادي تنه درخت و الوار بود و چون فصل باران و سيلاب هم نزديك بود، اهالي دهكده مجبور بودند به سرعت كار كنند و در كمتر از دو هفته پل را بسازند. به همين خاطر لازم بود كسي نزد هيزم شكن برود و از او بخواهد كه كارهاي جاري خودش را متوقف كند و براي پل دهكده تنه درخت آماده كند.
چند نفر از اهالي نزد او رفتند اما جواب منفي گرفتند. براي همين اهالي دهكده، نزد شيوانا آمدند و از او خواستند به شكلي با مرد هيزم شكن سرصحبت را باز كند و او را راضي كند تا براي پل دهكده تنه درخت آماده كند.
شيوانا صبح روز بعد اول وقت لباس كارگري پوشيد. تبري تيز را روي شانه گذاشت و به سمت كلبه هيزم شكن رفت. مردم از دور نگاه مي كردند و مي ديدند كه شيوانا همپاي هيزم شكن تا ظهر تبر زد و درخت اره كرد و سرانجام موقع ناهار با او سر گفتگو را باز كرد و در خصوص نياز اهالي به پل و باران شديدي كه در راه است براي او صحبت كرد. بعد از صرف ناهار هيزم شكن با شادي و خوشحالي درخواست شيوانا را پذيرفت و گفت از همين بعد از ظهر كار را شروع مي كند. شيوانا هم كنار او ايستاد و تا غروب درخت قطع كرد.
شب كه شيوانا به مدرسه برگشت اهالي دهكده را ديد كه با حيرت به او نگاه مي كنند و دليل موافقيت هيزم شكن يكدنده و لجباز را از او مي پرسند. شيوانا با لبخند اشاره اي به تبر كرد و گفت: «اين هيزم شكن قلبي به صافي آسمان دارد. منتهي مشكلي كه دارد اين است كه فقط زبان تبر را مي فهمد. بنابراين اگر مي خواهيد از اين به بعد با هيزم شكن هم كلام شويد چند ساعتي با او تبر بزنيد. در واقع هر كسي زبان ابزار شغل خودش را بهتر از بقيه مي فهمد و شما هر وقت خواستيد با كسي دوست شويد و رابطه صميمانه برقرار كنيد بايد از طريق زبان ابزار شغل و مهارت او با او هم كلام شويد.»
استیو جابز(Steve Jobs)
(دکتر علی شریعتی)
کارکرد نوين تحقيقات بازاريابي:حل مسايل متناقض بين مشتري و فروشنده
اين پژوهش تلاش مي کند در قالب يک مثال فرضي رشد فست فودها (غذاهاي آماده) و تبليغات وسيع آنها در سال هاي اخير بويژه در شهرهاي بزرگ و نيز هشدارهاي کارشناسان تغذيه و بهداشت را در خصوص مضرات گسترش فست فودها در قالب فرايند تحقيقات بازاريابي به عنوان نمونه اي عيني و کاربردي مورد مطالعه و بررسي قرار دهد.
کارکنان مراکز خدماتی با سطح تماس بالا با مشتریان مانند (هتل ها، رستوران ها، فست فودها و..) نیازمند آموزش ارتباط با مشتری هستند.

ایده ها و
رویاهای خود را پرورش دهید. حتی اگر الان ، سرمایه گذاری برای عملی کردن آن ها در
دسترس نباشد.
تسلیم شرایط محیطی و
مکانی نشوید. دنیای دیجیتال ، محصور شدنی نیست .
افراد و
دوستان خوبی برای خود پیدا کنید و به مشتریانتان عشق بورزید . سعی کنید زیاد
یادبگیرید.
من در سال 2000 گفتم اگر
نه خرگوش در دنیا وجود داشته باشد ، اگر بخواهید یکی از ان ها را شکار کنید ، کافی
است به یکی از آن ها خوب فکر کنید و بر روی گرفتن آن تمرکز کنید! تاکتیک خود را
تغییر دهید ، خرگوش را تغییر ندهید!
فرصت های زیادی پیش روی
است ، همه را نمی توان به دست آورد ، اگر یک فرصت خوب را به دست آورید کافی است .
مسیر رشد را پله پله طی کنید. 6-یکی از دلایل عمده ای که باعث می شود ، افراد فعال
در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ، در ایجاد یک محیط کارآفرین و بستر سازی یک کسب
و کار آنلاین ، با شکست و موفقیت های بسیار ضعیف رو به رو شوند ، آن است که آن ها
، ICT را خوب می شناسند ، اما نحوه عرضه ان
در محیط کسب و کار را نمی دانند و مشتریان ، از کسب و کار آن ها استقبال نمی کنند
. این گفته آقای Ma را می توان دلیلی بر اهمیت درک فضای غیر دیجیتالی و گواهی بر ضرورت
آموزش مسائل کسب و کار غیر دیجیتالی به کارآفرینان دیجیتال دانست .
این همایش با حضور آقای «YANG» مدیر عامل کمپانی به همراه خانم «SARA MA» مدیر بازاریابی وفروش کمپانی و مدیر دفتر ایران جناب آقای مهندس رسولی در مرکز همایشهای صداوسیما برگزار شد که بنده به همراه جناب آقای دکترقوامی برگزارکننده و مجری سمینار بودم.

کمپانی لاگوست در سال 1933 میلادی توسط رنه لاگوست و آندره ژیلر در کشور فرانسه آغاز به کار کرد. ژیلر مالک و مدیر یک شرکت بزرگ تولید لباسهای کشباف در فرانسه بود. آنها نام شرکت را لاگوست گذاشتند که در ترجمه لغتی به معنی اصلی یا ضروری میباشد. این شرکت در ابتدا شروع به تولید لباسهای تنیس کرد و برای تبلیغات خود نیز یک آرم کروکودیل طراحی نمود که در زمینهای تنیس از آن استفاده میکردند.
روي نصف گروه اول سگ ها همين آزمايش دوباره تكرار شد اما اين بار در اتاق ديگري كه دكمه اي الكي داشت و با زدن آن هيچ اتفاقي نمي افتاد و جريان همچنان ادامه داشت. بعد از اين مراحل سگ هايي كه در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با كليد سالم) بازگردانده شدند و آزمايش تكرار شد. اين بار هيچ كدام شان حتي سعي نكردند كه دكمه را فشار دهند.
شرح حکایت:
هيچ كس با ناميدي به دنيا نمي آيد، بلكه ما بعد از اينكه چند بار شكست مي خوريم «شكست خوردن» را ياد مي گيريم و حتي به خودمان زحمت تلاش كردن نمي دهيم. اگر به مشكلي برخورده ايد، مهم نيست دفعه چندم است كه زمين خورده ايد، باز هم بلند شويد و براي حل آن تلاش كنيد. ممكن است كليد سالم باشد، فقط فشارش دهيد!